(دکتر بهین و افسانه های ایران و جهان ( معرفی - نقد - تولید

از دکتر بهین توسط رضا بنده دستیار گرام ایشان

خانواده قو ها در دریاچه غاز ها

خانواده قو ها


سال ها پیش دریاچه قو ها خشک شد
هیچ آبگیری ضرفیت همه آنها را با هم نداشت
و هر دسته مجبور شد به یک آبگیر و دریاچه بروند
چاره ای نبود، باید با لک لک ها، فلامینگو ها و اردک ها هم سایه می شدند


ادامه مطلب   
نویسنده : بهین ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٢
تگ های این مطلب :خانواده قو ها و تگ های این مطلب :خانواده قو ها در شهر غاز ها و تگ های این مطلب :خانواده قو ها در دریاچه غاز ها و تگ های این مطلب :قوی جوان


طرز تهیه سیاهچاله! (بخش اول)


برای اینکه بدانیم چگونه از مرگ ستاره سیاهچاله ایجاد میشود باید ابتدا به چیستی سیاهچاله نگاهی بیندازیم:
نظریه1 : یک سوراخ به جهانی دیگر! (مورد تایید نیست!)
نظریه 2: یک ماده عجیب غریب که نمی دنیم چیه!؟(مورد قبول نیست!)
نظریه 3:ترکیبی خاص از اتم ها به گونه ای که فاصله بین هسته های اتم که با ابر الکترونی پر شده است را از بین برد و حجم ماده را میلیونها برابر کوچ تر و چگالی را میلیونها برابر بیشتر کرد که باعث جذب همه چیز به سمتش بیشه! (رو این کار می کنیم)

چگونه می توان ابر الکترونی بین هسته های اتم رو برداشت و با نوترون یا پروتن یا هر دو پر کرد؟
(مسئله!: این همه نترون پروتون از کجا بیاریم؟ جواب ابتدایی: توی یک ستاره!)

روش اول برداشتن ابر الکترونی:
سرما:
فرضیه ای وجود دارد که اگر دمای اتم ها را به صفر مطلق برسانیم، الکترون ها از حرکت می ایستند!
در این حالت به شدت به مرکز هسته برخورد می کنن و فضایی که ابر الکترونی پر کرده بود از بین میره و چون از نظر بار الکتریکی هسته ها خنثی میشن، بر اساس اصل جذابه که تمام اجسام به هم نیرو وارد می کنند، هسته های خنثی به سمت هم جمع کشیده می شوند. بعد از تجمیع تمام الکترون ها و پروتن ها و نوترون ها، کم کم چگالی جرم بدست آمده آنقدر بالا میرود که کنش شدیدی به تمام مواد و ذرات اطراف خودت وارد می کنند که می تواند الکترون را از هسته جدا کند و هسته اتم را هم بهد ازبی الکترون شدن به خود جذب کند!

موارد استفاده سیاهچاله سرمایی:
از بین بردن آشغال های جاگیر و مضر،
کافی است یخچالی بسازید که دمای آشغال ها را به صفر درجه برساند تا در میانشان سیاهچاله ای بوجود بیاید تمام مواد مضر را به داخل خود بکشد!
اما مشکلی که پیش می آید این است که این سیاه چاله تا کی  می تواند زنده بماند؟ تا تمام شدن اتم های آشغال ها؟ اتمهای یک شهر؟ یک کشور؟ یک سیاره؟ یک منظومه؟ ...

بمب سیاهچاله ای:
خوب برای تهیه بمب سیاهچاله ای کافی است یخچال فوق را طوری بسازید که با باتری کار کند، البته یخچالش باید بتواند بعد از پرتاب و قبل از رسیدن به هدف جسمی را (یا خودش را) به دمای صفر مطلق برساند!باز هم مشکل فوق وجود دارد، قدرت تخریب آن تا کی ادامه خواهد داشت؟

 
مقدمه متاخر:
طرز تهیه سیاه چاله!
موارد لازم ستاره یک عدد
مقداری هیدروژن مقداری هلیوم(در ستاره موجود میباشد)!

کار ساده ایست، کافیست سرعت سوختن ستاره را زیاد کنید تا به پایان عمرش نزدیک شود!
خوب در پایان عمر ستاره چه اتفاقی می افتد؟

 

  
نویسنده : بهین ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٥
تگ های این مطلب :سیاهچاله و تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :سیاه چاله و تگ های این مطلب :نجوم


نمی خواهم چنین باری کشیدن!

 

خداوندا بزرگی مهربانی،                  
                  به من رحمی کن آیا می توانی؟

به من رحمی کن و خاک رهم کن                  
                   و یا سنگ یا کلوخ و ماسه ام کن

و یا یک کرم کور در زیر دریا                  
                   میان ریزه شنها یا که هر جا

غبار روی شلوار گدایی                  
                   و یا در زیر کفش بی نوایی

میان آسمان ها لکه ابری                  
                   بخار فضله ی شیری و ببری

فقط آدم نباشم، هر چه شد، شد                  
                   اگر سوسک و اگر هم مورچه شد شد

نمی خواهم چنین باری کشیدن                  
                   از این دنیای لا مذهب چشیدن

از این بیگانگی ها، تشنگی ها                  
                   خماری ها و گاهی نشئگی ها

  
نویسنده : بهین ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸
تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :شعر و تگ های این مطلب :داستان کوتاه و تگ های این مطلب :عاشقانه - عشق


فارسی وان (Farsi 1)سریال

یکی دو روزی است که مصاحبه حاجی کمیل مدیر ارشد شبکه فارسی وان، در شماره مرداد ماه ماهنامه مدیریت ارتباطات، در بین لینک های داغ و پر بیننده قرار گرفته است.

مسائلی در این مصاحبه وجود دارد که بسیار قابل تامل است و بهتر است قبل از اینکه با خانواده مشغول دیدن این شبکه شویم به آن دقت کنیم.

نکته اول:

همانطور که چندین بار در این مصاحبه هم اشاره شد، منتقدان (چه خانواده ها و چه رسانه های دولتی و چه خصوصی) جهت گیری سریال های این شبکه را در راستای از بین بردن پایه های بنیادی خانواده و اشائه و عادی سازی مسائلی از قبیل خیانت به همسر و خانواده است!

ادامه مطلب   
نویسنده : بهین ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢
تگ های این مطلب :فارسی وان 1 و تگ های این مطلب :farsi 1 و تگ های این مطلب :حاجی کمیل و تگ های این مطلب :سریال فارسی وان


تکنولوژی در خدمت اوتیسم!

 

مقدمه شماره 2 (نقش تکنولوژی در درمان بیماری ها):

همه به خوبی (حتی بهتر از بنده) از فواید تکنولوژی و راهکارهایی که تکنولوژی های جدید برای درمان و کنترل مشکلات بشریت ارائه کردن است مطلع هستند، پس از زیاده گویی می پرهیزیم!

 

اوتیسم(Autism) چیست!

در پستی که در مرداد ماه 1386 با نام "اوتیسم " ایجاد شده است به اختصار توضیح داده شد، برای اطلاع بیشتر به کتب روانشناسی مربوطه مراجعه شود!

 

ربات نچندان انسان نمای مربی

همانطور که می دانید، کودکان اوتیستیک از مشکل ناتوانی در ایجاد رابطه با دیگران رنج می برند، به این صورت که توانایی تحلیل تحریکهای خارجی حتی محرک های صوتی (مانند صدا زدن) یا لمسی (مانند تماس دست، نوازش کردن، تکان دادن) را ندارند و هر چیز را که خودشان از دنیای خارج (از ذهنشان) علاقمند باشند، مانند خاموش روشن کردن کلید برق، زمین خودن اشیاء، تاب خوردن پرده، و دیگر فعالیت های تکرار شونده که اتفاقات مشابه در آنها وجود دارد، می بینند و با آن ارتباط می گیرند.

 

نچندان انسان نما:

از آنجایی که در ارتباط با این گونه افراد چهره انسانی مزیتی محسوب نمی شود، حتی شاید نکته منفی ای هم باشد، پس نیازی به صرف هزینه و وقت برای ایجاد چهره ی انسان نما برای این ربات نیست.

این کودکان به جزئیات ریز و برجسته توجه بیشتری دارند، پس باز هم کلیت انسان نما مزیتی محسوب نمی شود.

در پاراگراف های قبل ذکر شد که چهره انسان نما می تواند نکته منفی در ارتباط با کودک اوتیسمی باشد، چرا این چنین است؟

 

ادامه مطلب   
نویسنده : بهین ; ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٤/۱
تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :رضا بنده و تگ های این مطلب :روانشناسی و تگ های این مطلب :اوتیسم اوتیزم autism


اندر باب دعا و دعا کردن (خدایا دعاهای ما را استجابت نفرما 2)

 

اندر باب دعا و دعا کردن  (خدایا دعاهای ما را استجابت نفرما 2)

(برداشت آزاد از صحبت های دکتر بهین و ناخدا حلوا)

دعا کردن چیست و چه می کند؟
آیا تا به حال فکر کردید چرا دعانویسان برای خودشان دعا نمی نوسند؟
برای دانستن ای موضوع باید بدانید دعا چیست و دعا کردن چه می کند!

نظام طبیعت:
خداوند متعال جهان را بر پایه ی قوانینی بنا فرموده که ما بعضی از آنها را به صورت ساده شده (simplified) با نام های قوانین فیزیک و مغتاطیس و شیمی و ... می شناسیم!
تمام این قوانین که از آگاهی ما در ابعاد محدودتر
از علم حقیقی (که انسانها این آگهی را)، هستند را علم
 می نامیم. علم شیمی ، علم ریاضیات، علم ستاره شناسی ...
برای روشن شدن این مسئله (علوم محدود و علم حقیقی) مثالی می زنیم :

ادامه مطلب   
نویسنده : بهین ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٩
تگ های این مطلب :خدایا دعاهای مارا استجابت نفرما! آمین! و تگ های این مطلب :دعا کردن و تگ های این مطلب :فواید دعا و تگ های این مطلب :آرزو - دعا


خدایا دعاهای مارا استجابت نفرما! آمین!


توی یک جنگل سر سبز دو تا خانواده زندگی می کردند، مردای دو تا خانواده هیزم شکن بودند، هر روز برای بدست آوردن روزی خودشون به جنگل می رفتند.
ولی بین کار دو هیزم شکن یه تفاوت بود. مرد اول تا تبر کار می کرد و مرد دوم با اره برقی!مرد اول که با تبر کار می کرد همیشه دستاش پر از پینه و زخم بود!
یه سال کار و کاسبی زیاد خوب نبود! مرد اول به اندازه کافی پول برای سیر کردن شکم زن و بچه اش بدست نمی آورد.

ادامه مطلب   
نویسنده : بهین ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱٦
تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :دعا کردن و تگ های این مطلب :دعا و تگ های این مطلب :خدایا دعاهای مارا استجابت نفرما! آمین!


گریز

روباه و مار
(کاری از رضا بنده )

روباه قهوه ای با دم پشمالوی بلندش هر روز دمدمای ظهر میومد و روی تپه می نشست و به دشت وسیع که تازه از بهار سبز شده بود نگاه می کرد.

مار راه راه که دیگه طاقتش تموم شده بود رفت یش و ازش پرسید:

- به چه چیز این دشت نگاه می کنی؟

- به گندم زار!

- کدوم گندم زار؟ اینجا که فرقی با باقی دشت ها نداره!

- آره، ولی تا چند وقت دیگه اینجا تبدیل به یه گندم زار میشه ...

- این چند وقت دیگه ای که می گی تقریبا دو ماه طول می کشه؟

- نه بیشتر! نزدیک به پنج ماه! چون گردش باد توی گندم زار طلائی من رو یاد موهای اون میندازه!

- فکر می کنی بر می گرده؟

- امیدوارم! البته میدونم کسی که تو بفرستیش اونقدر خسته میشه که باید برای همیشه استراحت می کنه! با این حال باز امیدوارم!

  
نویسنده : بهین ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٤
تگ های این مطلب :روباه و مار و تگ های این مطلب :مسافر کوچولو و تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :رضا بنده


پیرمرد و پیکان

پیر مرد و پیکان!
 (داستانک شماره 7 کاری از رضا بنده)


دینگ دینگ ... دینگ دینگ ...
با ملودی آهنگ  اَفترنون از خواب بیدار شدم!
" چه ستمی! روز 10ام سال نو که همه ملت یا خوابن یا مسافرت باید پاشم برم سر کار ! آخه کدوم بیچاره ای ساعت پنج و نیم باید پا شه؟ "

با خودم گفتم یه لحظه دراز بکشم تا انرژی برای بلند شدن از جام پیدا کنم...

چشمام رو برای چند لحظه بستم، ولی وقتی چشمام رو باز کردم، " اَه ! لعنتی بازم دیرم شد. " نیم ساعت خوابیده بودم!

سریع بلند شدم ... بعد از شستن دست و صورت و وضو گرفتن، نمازم رو مثل کلاغ که به زمین نوک می زنه سریع خوندم، لباسام رو پوشیدم و به سمت در رفتم!

" آخ! ظرف غذام یادم رفت! "، برگشتم آشپزخونه...

راه افتادم به سمت بیرون، توی حیاط یادم افتاد که کیف پول و عینک و کلید هام رو هم جا گذاشتم!

ادامه مطلب   
نویسنده : بهین ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۱٠
تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :رضا بنده و تگ های این مطلب :پیرمرد و پیکان و تگ های این مطلب :behin


عینک آستیگمات

آه ای دوست داشتنی
بی تو تمام دنیا به چشمانم تیره و تار است
آه ای همیشه همراه من
با تو خود را بالاتر از آنچه هستم احساس می کنم
با تو تمام جهان به چشمم کوچکتر و کوچکتر می شوند
با توست که دور دست ها را روشن می بینم
بی تو اما ...
بی تو اما از خجالت سر به زیر می شوم
در نبودت همه انسان ها برایم غریبه اند
دیگر هیچ لبخندی بر هیچ لبی نیست
دیگر هیچ اشکی بر هیچ گونه ای روان نیست
تنها صدا های خنده، تنها صدای گریه...
ای زیبای با کلاس من
ای عینک آستیگمات من!

پی نوشت: داشتم فکر میکردم آیا انسان میتونه بی دلیل قربون یه نفر بره؟ یعنی میتونه در مورد آنچه که دوست نداره یا کم دوست داره شعر عاشقانه بگه؟

                   نتیجه: البته که می تونه!

 

  
نویسنده : بهین ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٥
تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :رضا بنده و تگ های این مطلب :بهین


بشود یا نشود کار من امروز ایـن اســت

بی حیا های سیه روی دو چشم خیره را        شود آیا که رها کرد و پشیمان هم نشد   
     کار عقل خنگ با عشق بی وفا را         شود آیا که جدا کرد و پشیمان هم نشد

گر چه بر زاهد شهر این سخنان سنگین است

 

گاه گاهی ماه رویی را کناری در شبی        شود آیا که صدا کرد و پشیمان هم نشد
کنج دنجی آتشی از بوسه ها را با لبی        شود آیا که به پا کرد و پشیمان هم نشد

  خوش به حال هرکسی که بر چنین آیین است

 

     قبله را آن خم ابرو و خود جانان را       شود آیا که خدا کرد و پشیمان هم نشد
وصل پر ذنب و گناهِ بی سر سامان را       شود آیا که دعا کرد و پشیمان هم نشد

  بشود یا نشود کار من امروز ایـن اســت


رضا بنده شاعر نسل کهن
(دستیار جناب آقای دکتر بهین)

  
نویسنده : بهین ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٥
تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :شعر و تگ های این مطلب :ادبیات و تگ های این مطلب :عاشقانه - عشق


زندگی ایرانی، زندگی معنوی (مراسم سالگرد!)


زندگی ایرانی، زندگی معنوی (مراسم سالگرد!)

جناب آقای دکتر بهین یک جمله معروفی دارند که همیشه می فرمایند:

یک ایرانی یک انسان کلاسیک نیست، یک انسان معنوی است!

من همیشه این معنویت رو به تدیّن و اسلام ربط میدادم، نه اینکه در موردش وقت گذاشته باشم و فکر کنم ولی توی ذهنم همچین چیزی بود!

ولی ... وای برما ...

بسیاری از چیزهایی که ما اونها رو بی پایه اساس میدونیم و برامون عجبیه که چطور هزاران سال مردم بر چنین باورهایی بودند و خرافات در نظرشون میگیریم، در حدی باور نکردنی، حقیقی و راستین اند که مو بر تن هر کس که بهشون پی ببره سیخ میشه!

در تک تک عادات، رفتار، اندیشه ها، ذهنیات ها، باور ها و ... که از دیرباز به ما ایرانی ها ارث رسیده رد پایی از حقایقی هست که امروزه از اون ها خیلی فاصله گرفتیم!

انسان حقیقتا داره تبدیل میشه به یک حیوان ناطق! حیوانی که تنها تفاوتش با گاو و گوسفند و زرافه و کرگدن در حرف زدنشه! این انسانی است که برای طوطی هم انسانیت قائل است چون جواب سلام میدهد، و هنگام گرسنگی درخواست آب و غذا میکند و حتی گاهی صلوات می فرستد.
 

فرق حیوان ناطق با طوطی تنها دامنه لغاتش است! پس اگر طوطی 500 سال عمر کند تقریبا در انسانیت با این حیوان ناطق هم ارزش میشود (چون دامنه کلماتشان به هم نزدیک می شود!
)

این است انسان امروزی که خود را مدرن و انسان های صده های قبل رو نا آگاه و گمراه و خرافه پرست می خواند! یک حیوان ناطق!

در بسیاری از ضرب المثل ها و اصطلاحاتی که در زبان فارسی وجود دارد، مشاهده می شود که معنای لغوی با کاربرد آن زمین تا آسمان تفاوت می کند، و اگر به یک زبان دیگر ترجمه شوند، بی معنی و مزحک خواهند بود، نمی توان گفت که تمام این اصطلاحات ولی بسیاری از آنها دارای نکات و ریز بینی هایی است که ما امروزه آنها را نمیبینیم، توان دیدنشان را نداریم، زیرا از اصل آنها فاصله گرفتیم، ولی آنها وجود دارد!

بله یک ایرانی با یک روسی با یک آمریکایی، با ید انگلیسی خیلی فرق دارد!

متاسفانه ما ایرانی ها برای رسیدن به زرق و برق مدرنیته معنویت خود را از دست دادیم و به تماشای مدرنیته گری دیگران نشسته ایم! ای کاش حد اقل به آن جایگاهی که در پی اش می دویدیم میرسیدیم!
 شاید شکممان سیر میشد و فیل مان یاد هندوستان می کرد و اندکی ...


حاشا به این زندگی! حاشا به این ملت!

پی نوشت :

این داستان چه ربطی به سالگرد داشت ... ؟!? اول می خواستم در باره ی مراسم سالگرد و جشنی که در حال برنامه ریزیش هستیم و اندکی درباره ی تاریخچه اش بنویسم، چطور شد که چنین شد ؟ همش کار دله، سر حرف که باز شه دیگه ...

  
نویسنده : بهین ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٧
تگ های این مطلب :زندگی ایرانی، زندگی معنوی و تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :ایران سرزمین معنوی


یک روز یک اتفاق!

تنها یک خاطره ...

دیروز به طور کاملا اتفاقی به پارک طالقانی دعوت شدم، یه کم زود رسیدم سر قرار، اول ناراحت شدم ولی بعد دیدم در آن هم حکمتی بود.

ادامه مطلب   
نویسنده : بهین ; ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۱


من بسازم به سر ِ شاخ درخت لانه خویش!

 

 من بسازم به سر ِ شاخ درخت لانه خویش                                    
                                    تا نیارد شرّ نو بی خانگی از پس و پیش

به ارادت بروم پیش همه بانکی ها                                    
                                    تا که شاید بستانم وامی بهر پول پیش

می زند بر سر من همسر من هر روزه                                    
                                    چون ندارد طاقت ماندن میان حرف و نیش

منزل مستقل و دور از این شهر و دیار                                    
                                    گر بخواهم هم نباشد بیشتر از خنده به ریش

بر تمام ملت و شاه و گدا باشد عجب                                    
                                    گر نمیدانند شرح جیب سوراخ و شیپیش

 

رضا بنده شاعر نسل کهن 

  
نویسنده : بهین ; ساعت ٧:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩
تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :رضا بنده و تگ های این مطلب :شعر طنز


خدایا حکمتت مشتی ترینه

یادگار دوران جوانی که برو بیایی داشتیم و سر کوچه زنجیر می چرخوندیم:

خدایا حکمتت مشتی ترینه                    
                  اگه تسلیمتیم واسه همینه

ما که لات و منات این محلیم                  
                  همه چاکرتیم و دست به سینه

قسم به سیبیل هر چند تا مرده                  
                  اصلا هر چی سیبیل روی زمینه

نه که راضی نباشم از رضایت                  
                  نمی چسبه به ما وصله پینه

ولی، اما، چیزه، آخه خدا جون                  
                  خودت دیدیش می دونی نازنینه

نه اینکه چش چرونی کرده باشم                  
                  نظر یک بار حلاله، حرف دینه!

یه جوری راست بیار کار دل ما                  
                  می دونم حکمتت مشتی ترینه

--------------------------------------------------------------------------

پی نوشت 1: همچین هم سروده ی جوونی هامون نیست!

پی نوشت 2: تو جوونی هامون هم همچین ... خیلی با الان فرق نمی کردیم! 

پی نوشت 3: به قول دکتر بهین: 

                       بخت بنده اگر اینگونه مدد خواهد کرد ... اسب در طویله خر گردد!

 

  
نویسنده : بهین ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۸
تگ های این مطلب :دکتر بهین و تگ های این مطلب :شعر و تگ های این مطلب :افسانه بهین و تگ های این مطلب :داستان کوتاه