در نا امیدی کجا امید است؟

 

در نا امیدی کجا امید است؟
پایان شب سیه که دید است؟

این مه که درون عقرب افتاد
زندانی چنگ آن پلید است

بر قفل غم و غصه دوران جوانی
پیری و به پس مرگ کلید است

گیسوی سیاه بخت یاران
این پیر عجوز ز ته برید است

بر نیک دلان و مـهـرورزان
دوستی ز دور بر گزید است

گفتند بهین صبر وَ امّید بدار
در نا امیدی کجا امید است؟

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
آرزو

استرس دارم نکنه عینک تو نباشه و مال یه بنده خدای چشم گم کرده ی دیگه باشه[سوال]

آرزو

شعرت باحاله مشتی دکی!

آرزو

بهین جون جان! امروز فهمیدم در نا امیدی بسی امید است به جان خودم![لبخند]

احمد

سلام.به یه بازی خوب دعوت شدی.برو تووبلاگم تا ببینی[لبخند]

احمد

سیب مال من بود نه من سیب بودم.[لبخند]راستی چرا به بازی که دعوت شدی شرکت نمیکنی ؟منتظرم ها[ناراحت]