عصبانیت به دور!


چندی پیش توی راهروی دفتر نشسته بودم و داشتم برای خانم سیدی و اقا لطیف جریان سفر دو روزمون رو به آهار تعریف میکردم که یه آقایی خوش تیپ حدودا ٢٨ - ٢٩ وارد دفتر شد.
یه بسته شکلات و یه جعبه کادو کرده دستش بود که آدام رو وادار میکرد به احترام ورودش بلند شه!
آقای ن.ج. خودش رو از مریض های جناب آقای دکتر بهین معرفی کرد!
من یکی که شاخ درآوردم، نمیدونستم که جناب آقای دکتر مریض هم قبول میکنه!
دکتر تو دفتر نبود، ولی میدونستیم تا نیم ساعت دیگه برمیگردند، آقای ن.ج. هم منتظر موندند.
بعد از اینکه جناب آقای دکتر وارد اتاق شدند با دیدن آقای ن.ج. شدیدا ابراز خوشحالی کردند و ایشون رو به داخل اتاقشون راهنمایی کردند و بعد از چند دقیقه در کمال تعجب صدای خنده های بلند از داخل اتاق بلند شد!
معمولا جناب آقای دکتر به هیچ وجه بلند نمی خندیدند. مخصوصا توی دفتر!!
...روش درمانی مبتکرانه و خاص دکتر بهین در درمان پریشانی روحی آقای ن.ج.
دکتر به هیچ وجه رابطه ی خودش و آقای ن.ج. رو رابطه ی مریض و دکتر نمی نامید. بلکه یک رابطه مشاوره ای دوستانه میدونستند!
چندی پیش آقای ن.ج. در شرایظی قرار میگیره که هر چیز بی اهمیتی میتونسته ایشون رو تا حد کشت و کشتار عصبانی کنه! از نظر روانی شدیدا ضربه پذیر شده بوده.
بعد از اینکه اطرافیان آقای ن.ج. از این حالت اون دچار ناراحتی میشند با اسرار ایشون رو به جناب آقای دکتر معرفی میکنن، با صد کلک که ایشون روانپزشک نیستند و فقط یه دوسته خانوادگیه و ...
دکتر هم بعد از شناخت ابتدایی ایشون درمیابند که آقای ن.ج. شدیدا باهوش هستند و از ایشون میخوان که تمام چیز هایی رو که ناراحتشون میکنه رو بنویسند و خودشون تحلیل کنند و پیش دکتر بیارند.
بعد از اینکه آقای ن.ج. چند روز این کار رو انجام میده به اتفاقاتی که باعث عصبانیتش میشده خندش میگیره و کم کم عصبانیت رو میزاره کنار.
بعد از اون موقع رابطه دوستی شدیدی با جناب آقای دکتر پیدا میکنه،
صدای خنده های بلند دکتر هم به دلیل شوخ مزاجی شدید آقای ن.ج. بود که میتونه کنترل هر کس رو از دستش خارج کنه!

/ 0 نظر / 6 بازدید