قدرتی که همه داشته باشند , دیگه قدرت نیست !

داستانی از قرآن

خیلی وقت پیش ها خیلی قبل تر از اون که بتونید فکرش رو کنید , سرزمینی بود که جادوگری بین اونا بیداد میکرد . خدا که این ملت رو دوست داشت قانونی رو بوجود آورد که جادوگری رو از بین ببره قانون این بود که قدرتی که همه داشته باشند , دیگه قدرت نیست ! (بلکه نداشتنش ضعف است) خوب این یه الگوریتم بود برای از بین بردن جادوگری نیاز به پیاده سازی داشت. لازم به ذکر نیست که خدا قدرت کامل دنیاست , پس نمی بایست نگران پیاده سازی الگریتم مطرح شده باشیم . البته راه حلی که خدا برای پیاده سازی ارائه کرد برای اهل زمین غیر قابل اجرا بود. خدا دو فرشته به زمین فرستاد تا به تمام مردم جادوگری یاد بدهند وبه مردم بگویند که این علم را به شما یاد میدهیم برای دفاع از خودتان و همچنین از بین بردن جادوگری.

و چنان شد که خدا خواست ! وقتی جادوگری دیگر قدرتی به حساب نمی آمد نسل های بعدی دیگر به یاد گیری آن نپرداختند و این علم کذب نابود شد .

 

ولی وای بر شما !

چندی پیش در یک کتاب می خوندم که در مورد یه شهر بود که چند رئیس اول اونا خیلی آدم های خوب و دلسوزی بودند و همچنین روی دست راستشون و پیشونیشون یه عدد نوشته بود که میشد هم 11111 خوند هم 72 شاید هم یه عدد نبود یه علامت  تقریبا این شکلی  //|\\   . میدونید آخه خیلی مهمه که چه علامت روی دستشون بود چون مردم اون شهر فقط به بودن علامت دقت میکردند نه شکل علامت و چگونگی به وجود اومدن علامت ! بعد از مرگ اونا مردم فکر می کردند هر کی روی دستش یه علامت باشه آدم خوبیه ! چند نفر ریا کار قصد داشتن که علامت اون رو جعل منند تا بتونن خودشون رو از جنس اون رئیس های اولی جا بزنن و جانشین اونا بشن ولی هر کاری کردند شکل علامت مثل 72 نشد هیچ بلکه مثل 666 شد.

این جای داستان که رسیدم کمی خوشحال شدم چون به شکر خدا حالا می تونستند حد اقل ریا کارها رو از مردم معمولی تشخیص بدن .  ولی وای بر آنان چون نتنها چنین نکردند بلکه باز هم به شکل علامت دقت نکردند و فقط به بودن علامت دقت کردند .

آخه بدبختی این جا بود که همه مردم اون شهر میدونستند که هر کسی میتونه اون علامت رو روی دستش به وجود بیاره حتی آدم های کثیف تر راحت تر می تونستند !!

 

خدای را هزاران بار شکر

خدا را شکر می کنیم که این داستان ها را برای ما فرستاد تا بتوانیم پند بگیریم و آنچه همه میتوانند داشته باشند را ملاک گزینش قرار ندهیم و آنچه همه می توانند ادعا کنند را باور نکنیم .

و برای آنچه به سختی بدست می آید ارزش قائل شویم و آنچه را که راحت بدست می آید را تنها آغاز کار بدانیم !

/ 0 نظر / 5 بازدید