انسان راحت

نظریه انسان راحت :

... انسان راحت نظریه ای بود در جواب نظریه ی عقده های (Complexes) فروید و همچنین نظریه کاهش عقده های  یونگ و همچنین نظریه  کاهش عقده و ایجاد عقده ی ماری که توسط دکتر بهین ارائه شد !

 

داخل پرانتز :

عقیده تمام این بزرگان این است که تمام اتفاقاتی که برای انسان می افتد ( به خصوص در پنج سال اول تولد ) شخصیت اصلی او را تشکیل می دهد , عقده یا همان Complex مهم ترین عاملی است که در مقابل عقل و شعور انسان می ایستد و او را مجبور می کند حرکات کودکانه انجام دهد , ( هنگامی  که انسان رشد می کند , کم کم زشتی و خوبی حرکات و کارهای مختلف را درک می کند در مقابل عقده ها می ایستد و به آنها جهت دهی می کند ) .

 

    انسان راحت :

اگر از تمام انسان ها بپرسید که آرزویشان چیست و تمام جواب ها را در کنار هم قرار دهید , متوجه میشوید که تمام آنها در اصل یک آرزو دارند " سعادت " که هر کس آن را به گونه ی خاصی که عموما ( بخوانید عمومن ) بهترین یا لذت بخش ترین یا راحت ترین راه رسیدن به سعادت است که آن شخص می شناسد .

این سخن با این سوال مواجه است که سعادت چیست ؟

سعادت یعنی رسیدن به یک حالت روانی و جسمانی که اولا ( بخوانید اولن ) فرد کمترین نیاز ممکن را به دنیای خارج از جو سعادتش داشته باشد و دوما ( بخوانید دومن ) کمترین فشار ممکن برای خارج شدن یا بر هم زدن جو سعادتش بر او باشد . حالت ایده آل آن است که با جای واژه ی کمترین , واژه ی هیچ به کار برده شود که در عمل غیر ممکن است .

 

هر انسان در هر لحظه یا تحت تاثیر عقده های روانی اش به محیط عکس العمل انجام می هد یا اینکه سعی دارد با ارضای نیاز های عقده هایش آن ها را یه اصطلاح از آن نیاز دل زده کند و از بین ببرد .

توضیح آنکه در حالت اول پس از انکه انسان تحت تاثیر عقده هایش عملی را انجام داد ( حرفی زد , حرکتی کرد ...) در آینده و در شرایط شرایط یکسان , همان حرکت را ولی با شدت بیشتر انجام خواهد داد . زیرا چنین حرکتی هایی عمدتا (بخوانید عمدتن) با کمترین دخالت عقل انجام می گیرد و این بار به علت وجود سابقه و همچنین قصاوت پیدا کردن عقده در برابر عقل , نقش عقل کمتر میگردد !

ولی در حالت دوم انسان با کنترل کامل عقل سعی به پاسخ به نیاز عقده می دهد , که اصولا (بخوانید اصولن) برای جلوگیری از هر گونه پشیمانی , تمام عوامل اطراف خودش را در نظر می گیرد که باز این کار خودش نقش عقل را بیشتر و نقش عقده را کمتر می کند .

 در اصل می توان گفت که در حالت اول عقده یه جای هوش وعقل انسان کنترل او را در دست می گیرد تا نیاز های خود را بر طرف کند ولی در حالت دوم عقل و هوش سعی می کند تا با در دست گرفتن کنترل انسان سعی در بر طرف کردن منطقی نیاز های عقده های شخص را دارد و از آنجایی که عقده ها تنها نیاز هایی هستند که در زمان مناسب و یا به علت هایی که شخص دوست نداشته ( شاید علتها منطقی بوده وخواسته ی شخص غیر منطقی ) برآورده نشده اند , با برآورده شدن از بین میروند .

به قول متخصصان الکترونیک خطایی که می دانیم احتمال دارد سر بزند خطا نیست ! در حالت دوم هم چنین حالتی است , چون عقل دانسته به ارضای عقده ها می پردازد , پس مشکلی پیش نمی آید .

انسان راحت شخصی است که در تمام لحظات زندگی از حالت دوم پیروی کند . البته چنین شرایطی در عمل غیر ممکن است , زیرا هیچ چیز دز این دنیا به صورت تمام و کمال نیست !

شاید این سوال پیش بیاید که اگر انسان راحت تمام عقده هایش را با کنترل از بین ببرد , آیا میل به زندگی از او سلب نمی شود ؟ آیا به پوچی نمی رسد ؟ پاسخ این است که خیر زیرا طبق نظریه یونگ ( روان شناس بزرگ هم عصر فروید ) سر چشمه ی عقده های انسان به اجداد جانوری او نیز باز می گردد , یعنی عقده ها اولاً بسیار زیاد و دوماً در سطوح مختلف هستند , که با بر طرف شدن عقده های سطح بالاتر , عقده های سطح پایین تر سر باز می کنند و خود نمایی می کنند .

/ 3 نظر / 9 بازدید
باران

زيباست بهتون تبريک می گم قلم خوبی دارين اميد دارم موفق و ژيروز باشيد

محسن ادیبی

سلام قبلا که تو پرشین بلاگ می نوشتم به هم سر می زدیم ولی متأسفانه بعد از تغییر آدرس من به وبلاگ جدید در بلاگفا دیگر اثری ازشما ندیدم درصوورتی که آدرس جدیدمو توبلاگ قبلی معرفی کردم لینکتونو فعال کردم منتظر شما هستم .

تورج بخشایشی

شیطان عصاره ی هوس و لج شد پای فرشته های خدا کج شد دستش ....................... با دوتا مطلب جدید بروزم و منتظر خوندن نظرات ارزشمندت