من و جناب آقای دکتر بهین!

زین پیشتر شاهی بدم     مرغ هوا، ماهی بدم  
در راه بی چاهی بدم     اینجا کجا و ما کجا  

با اسب خود می تاختم     جان را رها می ساختم
تا آنکه دل را باختم     اینجا کجا و ما کجا

بر چشم او ابروی او    بر گیسوان و روی او
حتی به خاک کوی او    اینجا و کجا و ما کجا  

هم آسمان و هم زمین     هر لعل و نوش هر نگین
در چشم من شد کمترین     اینجا و کجا و ما کجا        

هیهات افسوس از زمان     رفت و نماند از وی نشان
چون دودکی در آسمان      اینجا کجا و ما کجا       

فردا و پس فردا رسید     آن سال هم آخر رسید
چشمم نگارم را ندید     اینجا و کجا و ما کجا  

تا آنکه روزی در رهی     دیدم و را با فرهی      
باطل خیال ما زهی     اینجا و کجا و ما کجا

در دست او دستی دگر     ذوق دو چشمانش نگر   
فریاد رس ای دادگر     اینجا و کجا و ما کجا

    پرواز من بهره چه بود     این بال هایم را چه سود
در شهر بی اوج و فرود     اینجا و کجا و ما کجا    

  اینجا بجز صیاد نیست     همراه و هم فریاد نیست
یاد خدا در یاد نیست     اینجا کجا و ما کجا     

حیران دلم شد بی نوا     حتی شد از یاد خدا      

با مردم این نا کجا     اینجا کجا و ما کجا

این بال جز سربار نیست     کس از بهین بیزار نیست 
وی را ولیکن یار نیست     اینجا کجا و ما کجا


پی نوشت 1: به این نتیجه رسیدم که نه خیر، تا صد سال دیگه بنده همین آقایی که هستم خواهم ماند! (ذات و فطرت و ارث و ژن بنده در این مسیری که قرار گرفته راه دوری را نخواهد پیمود مگر اینکه نان انژی هسته ای هم همانند نان نفت درون سفره ما جای بگیرد و تشعشعاتش باعث تغییر و جهش ژنتیکی یهویی و در حین حیات بنده بشه و بنده هم یه گلی بشم!)

پی نوشت 2: اگر پی نوشت قبلی رو یک بار خوندید و متوجه نشدید سعی نکنید که با چند بار خوندن متوجه بشید چون اشاره دارد به لطیفه ای که اگر نشنیده باشید کل پی نوشت را متجه نخواهید شد!

پی نوشت 3: شهادت می دهم از کوزه همان برون تراود که در اوست...

 

/ 6 نظر / 13 بازدید
عطر باران

اي مهربانتر از من با من در دستهاي تو آيا کدام رمز بشارت نهفته بود ؟ کز من دريغ کردي تنها تويي مثل پرنده هاي بهاري در آفتاب مثل زلال قطره بباران صبحدم مثل نسيم سرد سحر مثل سحر آب آواز مهرباني تو با من در کوچه باغهاي محبت مثل شکوفه هاي سپيد سيب ايثار سادگي است افسوس آيا چه کس تو را از مهربان شدن با من مايوس مي کند؟

انتظار

سلام خیلی جالب می نویسی.موفق باشی

احسان م.

سلام بر تو بهزاد... چشات ندیده...اگه دقت کنی می بینی که لینکستان در حد جهانیه...[گل] این دفعه با عینک گورتکست ببین...مرسی برای لینک[زبان] شما یه لطفی بکن و نان انرژی هسته ای که رسید بگو ما هم برسیم...[دلقک]

احسان م.

ببينم من بايد جواب اين دو نقطه دش ستاره تو چه جوري بدم؟؟ اين جوري؟[ماچ]