آبریق استان (و یا لوله آفتابه و اشخاص پیش رو)


در این مقام به ارتباط لوله آفتابه و شخصیت گروه های پیش رو خواهیم پرداخت!

در ابتدای مبحث نیاز میدانم اندکی به چیستی لوله آفتابه قلم بفرسایم.

لوله آفتابه :
معنای لغوی: اسم جمع، اشاره دهنده به تمام لوله های شخص آفتابه ها و آبریق ها، لوله آبپاش ها، شلنگ های توالت (فلزی و پلاستیکی).
مفهوم کاربردی: آفتابه(آبریق) و آبپاش با فرهنگ ایرانی اسلامی چون تار و پودی تنیدگی سهمناکی دارند.
علاوه بر مفهوم لغوی آن (لوله شخص آفتابه) که توضیحی محتاج به تفهیم آن نمیبینم، معانی بسیاری دارد،

معنی اول: از آنجا که آفتابه همیشه از اسباب اصلی مورد نیاز خانه و البته به همراه پاکیزگی بوده، به عنوان شیئی پر کار و البته پر ارزش در فرهنگ ایرانی و صد البته در ادبیات فارسی جای خود را باز کرده است.
تا به اندازه ای که در گذشته ای نچندان دور با خانواده ای که فرزند صغیری می داشت و آفتابه لگن نداشت ارتباط بر قرار نمیکردند!

بر آی ای آفتابه، صبح امید  در دست شب هجران اسیریم (حافظ)
این بیت را احتمالا حافظ یکی از شب هایی که نیاز مفرد به موال داشته سروده ، که ارادت خویشتن را به آفتابه اعلام کند (قدیم ها توالت ها در دور ترین نقطه حیاط خانه ساخته میشده و شب هنگام به موال رفتن عذابی علیم بر شمرده میشد)!

و یا
ای آفتابه آیینه دار جمال تو   مشک سیاه مجمره گردان خال تو (حافظ)
مجمر هم یکی از اسبابی بوده که معمولا با آفتابه کنار هم قرار میگرفتند!
نام بردن از آیینه و آفتابه و مجمر که از نشانهای روشنی وپاکیزگی هستند با سیاهی تضاد زیبایی را به وجود آورده!
این جا هم آفتابه را با باعث(به ارتباط زیبایی و پاکیزگی دقت کنید) جمال و پاکی میداند.

یا ضرب المثل زیر:
آفتابه خرج حلیم کردن!
مفهموم این ضرب المثل باز میگردد به ارزش بالای آفتابه! همانطور که میدانید حلیم از خوشمزه ترین و پر زحمت غذاهای ایرانی است.
(متاسفانه پس از ورود تکنولوژی لحیم به آفتابه سازی ها کلمه حلیم در ادبیات به لحیم تبدیل شده است!)

و یا آفتابه لگن هفت دست شام و نهار هیچی، که تشریح کننده ی زندگی پر زرق و برق (هفت دست آفتابه!!) ولی درون مایه پوچ است!

همیشه لوله آفتابه شخصیت مثبت داستان نیست، در یکی از داستان های اسمیعلی (توضیح محفوظ!) از پسری یاد شده که استعداد هایش به دلیل وجود لوله آفتابه خشکید و به ثمر نرسید (لولویه مانع اولور، دوموخ گوتور مز)

معنای دوم:
همانطور که گفته شد آفتابه از پر کابرد ترین وسایل خانگی دوران قدیم ایران بوده به همین دلیل  آفتابه به ریز بخش هایی مورد استفاده میشده، لوله آفتابه و تنه آفتابه!
تنه آفتابه: به آبدان یا آبستان نامیده می شده که امروزه از آن چیزی نمیشنویم و در این مقام نمیگنجد که شرح آن مفصل بیان کنیم.

لوله آفتابه: لوله آفتابه در ادبیات و زبان پارسی به طور جداگانه و بسیار پر کاربرد تر از تنه ظاهر شد! لوله آفتابه نمادی برای پر کاربرد ترین ها شد! ولی فرهنگ ایرانی فرهنگی پر معرفت و حیاست! زین روی کارش را خوار میدانستد!

به همین دلیل لوله آفتابه معنایی  خاص خود را بدست آورد: پر کاربرد ولی پست!
لازم به ذکر است که با پیشرفت تکنولوژی و تبدیل آفتابه ها به شلنگ و سردرگمی مردم در به کار بردن شلنگ یا لوله آفتابه، باعث شد این معنای مفهومی پر ارزش مترود گردد!


ما کدام یک از این معانی را در این مقاله نیاز داریم؟ معنای سوم! (سوم نداره که پس چه جوری ؟ این جوری ...)
اگر دقت کرده باشید اکثرا آفتابه های قدیمی در قسمت لوله نشتی دارند. کمی آزار دهنده اند ولی همچنان مورد استعمال قرار میگیرند.
کسی دلش نمیاید آنها را کنار بگذارد، از قدیم گفتن آفتابه هم آفتابه های قدیم!

هرچقدر هم آفتابه (گروه پیش رو) نشتی داشته باشد و هنگامی که نباید آدم را مدتی معطل کند، حتی وقتی یکی از دوستان عزیز قدیمی (که به دلیل ازدواج مدتی است از گروه جدا شده) بعد از شش ماه به شما سر زده باشد و لوله آفتابه باعث شود که دوست قدیمی مدتی منتظر بماند و از دیدار دیگر دوستان باز بماند! باز هم دل کسی نمیاید آن را کنار بگذارد!

این ... پر مایه بسیار دوست داشتنی است!

/ 1 نظر / 63 بازدید
ذهن زیبا

وبلاگتون خیلی قشنگ بود لذت بردیم اگه میشه یه سری هم به سایت ذهن زیبا بزنید http://bmind.ir