بهشت پارسی - تعبیر خواب دکتر بهین


چندی پیش جناب آقای دکتر بهین برای شرکت در همایش دوسالانه ی مقالات برتر جامعه شناختی به اروپا سفری داشتند. مقاله ی که ایشون در این همایش شرکت داده بودند با نام "Persian Havean" ، - بهشت پارسی - و به سبکی کاملاً جدید نگاشته شده بود. مقاله بهشت پارسی زندگی نامه ی یک دختر لر در قالب مقاله بود به صورتی که اگر متن آن را به کسی میدادند و می گفتند این مقاله را بخوان بی شک تا آخر آن احساس میکرد در حال خواندن مقاله است ولی اگر متن آن را به به کسی میدادند و می گفتند این زندگی نامه را بخوان تا آخزین لحظه احساس میکرد در حال خواندن زندگی نامه ای است! بدون بزرگ نمایی میتوان گفت مقاله ی بهشت پارسی یک سروگردن از دیگر مقالات همایش بالاتر بود چه از نظر محتوا و چه از نظر نگارش.
این مقاله یک زندگی نامه ی شاد در عین حال غمناک ، شیرین در عین حال تلخ، هشدار دهنده در عین حال بشارت دهنده، ارامش دهنده و در عین حال به آشوب کشنده که میتوان بسیاری از دیگر صفات متناقض را توامان برای آن بکار برد. و به شما قول میدهم که اگر زندگی نامه به جای 70 سالگی تا 25 سالگی نقش اول آن بیشتر توضیح نمیداد ، در همان همایش عاشقانی سینه چاک برایش پیدا میشد، کما اینکه آقای پورتو دِ سیه نا، رئیس مرکز تحقیقات جوامع برون شهری انگلیس پس از ارائه مقاله توسط جناب آقای دکتر بهین، از ایشان برای سفری به مناطق لر نشین ایران، مشورت گرفته و اوایل شهریور ماه (همین ماه) 1386 به طور غیر رسمی وارد ایران شد.

ولی سیاست که کمتر کسی بر نداشتن پدر و مادر او شک دارد، در کار داوران اخلال ایجاد کرد و چون کشور نویسنده مقاله، ایران ذکر شده بود این مقاله جزو 10 مقاله اول هم قرار نگرفت. ولی جناب آقای دکتربیش از آنکه از درخشش مقاله خود خوشحال باشد ، از آشنایی با آقای پورتو دِ سیه نا خوشحال بودند . و بیش از آنکه از حق کشی داوران ناراحت باشند از کمبود وقت برای ملاقات با دکتر بارون کوهن ، عضو مرکز تحقیقات اوتیسم انگلیس ناراحت بودند.


پیش بینی آقای دکتر بهین

دهم همین ماه (شهریور) آقای سیه نا برای آشنایی بیشتر با آقای دکتر به دفتر ایشون اومدند . ولی آنچه به طور اتفاقی از صحبتهای ایشان شنیدم، به شدت مرا متعجب ساخت! صحبت هایشان در مورد خواب و رویا بود ! بعد از رفتن آقای سیه نا موضوع را از جناب دکتر جویا شدم، و ایشان چنین فرمودند که آقای سیه نا خوابی دیده بود و با آنچه از عرفان ایرانی شنیده بود به دنبال آن تعبیر ممکن آن میگشت. خواب آقای سیه نا به این صورت بود :
" خود را در یک سرزمین خشک میدید و احساس میکرد این سرزمین خانه ی اوست. دستگاه های حفاری چاه مشغول کندن چاهی بودند که ناگهان آب زلالی از چاه خارج شده و به جریان میافتد. مردم به سوی جویبار هجوم بردند ولی هرکس از آن آب میخورد بیمار در دم جان میسپرد ! "

تعبیر آقای دکتراز خواب آقای سیه نا :
دکتر پس از اینکه اقای سیه نا را به طور کامل توجیه کردند که هیچ تعهدی در درست بودن تعبیر ایشان نیست، قضیه را این طور تفسیر کردند: بعد از گذشت چندین سال به همین صورت، اروپا با تکنولوژی جدیدی باعث پیشرفت زندگی اجتماعی و زندگی های خانوادگی میشود، ولی این تکنولوژی نیز مانند دیگر علوم زمینی ناقص بوده و پس از گذشت چندین سال دیگر اروپا را بار دیگر به منجلاب انسانی تبدیل میکند ...

/ 2 نظر / 12 بازدید
مجيدپژوهنده

دوست عزيز سلام بسيار بسيار ممنون از اينکه خيابان جوان ما رو نقد کردين من خودم يکی از بچه های تيم هماهنگی و پشتيبانی خيابان بودم ولی اين مشکلات رو از زبان شما شنيدم. ما سر خيابان جوان خيلی تلاش کرديم. همون روز که طرح رو داديم همه از جمله شهردارر تهران موافقت خودشونو اعلام کردن که هر کمکی از دستشون برمياد انجام بدن. ولی خوب بعد از شروع کار که توجيه بچه های خيابان بود خانه پشت مارو خالی کرد و انگ اينو زد که شما نمی تونين. اگه آقای حسينی نبود يک قرون پولم نمی دادن. باورتون نمی شه صبح جمعه از خيابان برای کاری رفتم بيرون شب که اومدم چادر خالی صبح تبديل شده بود به اون نمايشگاه زيبا. تغييری که خود بچه ها احساس نکردن چون سرشون تو کار خودشون بود. اينم بگم اين طرح بهترين طرح خانه شد تا اونجا که چندتا از مسئولايی که به ما کمک نکرده بودن اخراج شدن. بازم به ما سر بزنين.

فرید شولیزاده

با من همراه باش در راه شناخت فرهنگ ایران و نه تاریخ ایران...