در آمدی بر آغاز و نمو افسانه های ممل جهان

در آمدی بر آغاز و نمو افسانه های ممل جهان

( دسته بندی شده بر طبق قاره ها )

سرزمین آفریقا از دیر باز آشنای افسانه ها و داستان هایی بوده که نیروی اصلی و قدرت نافذ در آنها بیشتر نیروهای منفی و نفرین ها هستند تا آرزو ها و نیروهای مثبت ! مهمترین علت این امر می تواند محیط طبیعت توهمزای آفریقا باشد . در قسمت های میانی آفریقا زندگی و فرهنگ اهالی بومی بر پایه ی جنگل و نا شناخته های آن استوار بوده و در قسمتهایی هنوز نیز چنین است . این ارتباط به گونه ای است که انقراض جنگل برابر خواهد بود با انقراض نژاد هایی از مردم بومی آفریقا !

در این محیط به علت تنوع شدید گونه های حیوانی و گیاهی , همیشه شگفتی ها و نا شناخته هایی برای تعجب وجود دارد به گونه ای که ذهن مرد بومی  به خود مشغول می ساخت , و از آنجا که جنگل های استوایی دارای چند طبقه زندگی تقریبا مستقل از هم دارند , همیشه انسان را در حاله ای از ابهامات و توهمات باقی می گذارد . به همین علت بود که انسانهای بومی این مناطق کمتر جرئت کنجکاوی در مورد دیگر جنبه ها زندگی را داشته اند .

در این گونه جنگل ها به علت وجود رطوبت و گرما و همچنین به علت تعدد زاد و ولد و مرگ میر , محیط بسیار مصاعدی برای رشد انواع قارچ ها و باکتری ها و ویروس ها را فراهم کرده است که هر لحظه انسان جنگل های آفریقا را تهدید می کرد , که البته او این گونه کسالت ها و مریضی ها و مشکلاتی که گریبان گیرش شده را نه از چشم آن موجودات ذره بینی , بلکه از چشم خدایان و خشم جنگل و نفرین جادوگرها می دید .

از این رو می توان به راحتی علت اصلی جهت گیری افسانه های کهن آفریقا را به سوی خرافات و غیر واقعیات و نه به سوی امور فلسفی و واقعی را دریافت .

در سوی دیگر مردمان بومی قاره ی آمریکا همیشه خود را در مقابل شکوه بی پایان آشمان دشت و بیابان می دیدند و می توان حدث زد که در شب هایی که بی خوابی به سرشان می زد تا صبح چه می کردند !

اگر شما هم به شبهای کویر چشم دوخته باشید احتمالا (بخوانید احتمالن) ابهّتِ و درخشش ستارگان آن شما را فریفته ی خود کرده است . در بریتانیا و بخصوص ولز مردم اعتقاد دارند که ستارگان روح مردامانی هستند که در گذشته مرده اند , شبیه به چنین باوری در مردم بومی آمریکا نیز و جود داشت با این تفاوت که آنها اعتقاد داشتند که به نشانه هر روح انسان یک ستاره در آسمان وجود دارد که همواره برای راهنمایی او می درخشد . بومیان آمریکا در بسیاری از اوقات سعی به ارتباط با روح گذشتگان و ستا ره ی راهنمای خود می کردند و البته من هرگز در سطحی نیستم که بتوانم چنین ارتباطی را نقد کنم پس به همین سخن بسنده می کنم .

و چنین بودند مردمان مشرق زمین و شرق آسیا ؛ گروهی مردم شرق نشین آسیا را مردمی با متوسط هوشی پایین مس شمارند ولی هیچ کس پشت کار بی حساب ایشان را رد نمی کند . شرقی ها با تکیه به توانایی های خود به درجاتی از معنویت می رسیدند که نقض کردن تمام علوم فیزیکی برایشان کاری عادی می نمود . این افراد آنچه ردر سفرهای خود در حال خلسه می دیدند به صورت نماد هایی از اژدها و آتش و نیلوفر و یا آنچه برای افراد اطرافشان شناخته شده بود , در می آوردند و تعریف می کردند . و آن داستان ها سر آغاز افسانه ای در آینده می شد که البته مانند جوی بار های کوچکی که رود را تشکیل می دهن این داستان ها با هم می آمیختند و افسانه هایی را به وجود می آوردند که تن هر کس را به لرزه در می آورد .

از هرچه بگذریم سخن دوست خوش تر است ! اما سرزمین ایران ! بزرگ سرزمین افسانه پرور ! البته نه آنچه امروزه از کشور ایران یاد می شود , فلات ایران منظور است . اگر اندک مطالعه ای در مورد چگونگی پیدایش مذهب زرتشت و چگونگی تبدیل آن به آنچه از دین زرتشت می بینیم داشته باشید , داستان هایی شنیده اید که هیچ افسانه ای تاب مقابله با آن را ندارد . و اگر به شاهنامه نگاهی کرده باشید , حتما ( بخوانید حتمن ) اوج داستان پروری و فرهنگ افسانه دوستی را احساس کرده اید .

شاهنامه یکی از بزرگترین کتاب های محصول دست بشر است . این کتاب که به دست بزرگ مردی به نام حکیم ابوالغاسم فردوسی  جمع آوری و به نظم درآورده شده که مجموعه ای از افسانه های ملی و البته طبیعی ایرانیان است .

چگونگی ایجاد چنین داستان ها و افسانه هایی را به هیچ چیز جز هوش سرشار ایرانیان نمی توان نسبت داد . البته این چنین نیست که محیط زندگی این قوم آریایی را نادیده بگیریم چون تمام وجود انسان متاثر از محیط زندگی اوست .

و باز البته به عنوان یک جامعه شناس باید به این نکته اعتراف کنم که ایران امروز نه آن دیروزی است ! در طی هفصد سال گذشته سرنوشت این قوم اریایی با همسایگان عربش به شدت گره خورده و به هیچ عنوان دیگرنمی توان ایران را یک سرزمین آریایی نشین ناب نامید . این نکته نیز به شدت قابل توجه است که علم ژنتیک ثابت کرده در چنین شرایطی صفات برتر دو قوم با هم تشکیل نژاد جدید را می دهند که مسلما ( بخوانید مسلمن ) از هر دو نژاد قبل برتر است نه پست تر ! .

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 15 بازدید