تعاونی و بي صاحابی

« بسمي تعالي »

يکي بود يکي نبود  زير گنبد کبود نه کشکي بود نه دوغي بود.

 

يه آدم خوب رفت پيش يه عالمه آدم بدبخت و گفت اي بدبخت هاي بيچاره بيايد پولاتون رو روی هم بزارين بدين يه آدم خوب که براتون سرمايه گذاري کنه و چيز هايي که لازم دارين رو عمده بخره تا ارزونتر در بياد !

بدبخت ها هم که ديدن اين حرکت يه حرکت بسياره (بسيار چي؟ خودتون مي توانيد صفت مناسب بکار ببريد) به حرفش گوش کردنو ديدن کي بهتر از اين آقاي خوب که خودش پيش نهاد داده !

خلاصه جمع شدن و پولاي يقرون دو زار رشون رو گذاشتن روي هم و يه پول هنگفتي شد (با اينکه پول هر کس خيلي کم بود ولي چون بدبخت زياد بود پول زيادي شد) و دادن به آدم خوبه . آدم خوبه يه مدت اول يه سري حرکت هاي خوب انجام داد مثلا (به خوانيد مثلن) چيپ و پفک عمده مي خريد و با سود کم وارزونتر از همه جا به بدبخت ها ميفروخت. اما بعد ديد که بهتره پول ها رو سرمايه گذاري کنه رفت زمين خريد . وقتي بدبخت ها رفتن پفک بخرن ديدن خبري از بفک نيست آدم خوبه گفت " مي خواهم  زمين بخرم و براتون آپارتمان سازي کنم " بدبخت ها هم دست از پفک خوردن کشيدن (همانطور که دست از خيلي کارهاي ديگه کشيده بودند)

آره جونم بهتون بگه که آدم خوبه زمين خريد ولي تا داشت دنباله مجوز ساخت ميرفت يه آدم بد (از اونا که بدي مسري دارن) اومد پيشش و گفت زمينت رو با يه عالمه سود ازتون مي خرم !! آدم خوبه هم ديد که فکر بدي نيست هم پول بدبختها بيشتر ميشه هم کار اين بنده بد خدا راه مي افته . زمين رو فروخت سودش رو گذاشت رو پول بدبخت ها و رفت يه جاي ديگه زمين خريد دباره همون آش و همون کاسه طلايي اما اين دفعه به خودش گفت "اي بابا هي من زور ميزنم هي من ميرم دنبال زمين اين بدبخت ها همون يه عالمه سود اولي براشون بسته از اين به بعد همه سود ها مال خودم ! اگه من چشمام پر نباشه شايد گول رشوه آدم بد ها رو بخورم !!!

خلاصه اين طوري شد که از پول بدبخت ها آدم خوبه بد شد و البته يه زره پولشون بيشتر . اما تواين مدت کلي از ارزش پولشون افتاده بود !

نتيجه غير اخلاقي 1 :

بدبخت ها با بدبختي خودشون باعث بد شدن آدم خوبه شدن.

نتيجه غير اخلاقي 2 :

بدبخت ها با تمع کم شدن بدبختي بدبخت تر شدن.

نتيجه غير اخلاقي 3 :

يا بايد بدبخت ها را آن قدر بدبخت کرد تا بميرند و ديگر وجود خارجي نداشته باشند يا واکسن زد بدي به مسئولين تعاوني ها بزنيم ! ( که البته راه اول کارآمد تر خواهد بود)

نتيجه غير اخلاقي 4 :

بايد با هر گونه تلاش براي رفاه بدبختان به شدت مقابله کرد.

راه حل مبارزه و حل

1- اينکه تعاوني را از بي صاحب بودن به تمام معنا خارج کرد ولي حل شدن اين معضل در ... به هيچ وجه من الوجوح ممکن نيست.

2- اينکه اين براي از بين بردن معضل بزرگ بدبختي (مانند معضل کوچک تکديگري) به اشاعه فرهنگ مبارزه با بدبختي و عدم کمک به بدبخت ها (چنان که به متکديان کمک نمي کنيم) بپردازيم .

 

 

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 18 بازدید