Can’t Cure this Hurt Others

متن خلاصه شده افسانه :

روزگاري پادشاهي بود که در باغ خود مناره اي عاج مانند در کلخ خود داشت . جنس مناره از شنگ سفيد و سختي بود که شباهت آن را به عاج فيل بيشتر مي کرد . پادشاه به شدت  به اين مناره علا قه داشت و دستور داد تا دو مناره به مين شکل در دو طف دروازه ورودي شهر نسب کنند . بعد از مدتي معلوم شد که کار چندان ساده اي نيست و کارگران پادشاه نتوانستند سنگب يک دست به انداره مناره اولي براي تراشيدن پيداکنند ...

خلاصه ... روزي مجسمه سازي که به کودني معروف بود ادعا کرد که دو مناره خواسته شده را مي تواند بسازد , فقط کمک درباز را نياز داشت . پادشاه قبول کرد و دستور داد تمام دربار به طور کامل با او همکاري کنند . پس از مدتي کار مجسمه ساز تمام شد و حالا دو مناره کاملا هم اندازه مناره اصلي در دو طرف دروازه شهر بود . ولي مجسمه ساز از سنگ بزرگ تر استفاده نکرد بود بلکه مناره ِ اصلي را تراشيده بود و کوچک کرده بود !!

 

تاثير افسانه بر زبان انگليسي

اصطلاح "  Can’t Cure this Hurt Others" در زبان انگليسي از همين افسانه وارد شده .

 

تطابق با مسائل روز

  1. امروزه در بسياري از موارد حتي (بخوانيد حتا ) در کشور خودمان شاهد همين مسئله هستيم به طور مثال در فوتبال نتوانستند تيم هاي شهرستاني را قوي کنند دو تيم اصلي تهراني ( استقلال و پيروزي ) را ضعيف کردند !!
  2. نمي توانند با بازار خودروي خارجي مبارزه کنند , ماليت 400% به ريش خودرو هاي خارجي مي بندند !!!
  3. نمي توانند سطح درامدي طبقه متوسط جامعه را بيشتر کنند , سطح زندگي طبقه فقير را پايين تر مي برند تا سطح زندگي طبقه متوسط , از نظر آماري , بالا تر به حساب آيد .
  4. نمي توانند جلوي قاچاق بنزين را بگيرند , قصد گران کردن بنزين را دارند
  5. و و و و و .....

 

اينه ديگه ...

 

خلاصه سياست ويرانه , وارانه سياست اصلي کشور است !!!! سياست هاي بعدي هم پاک کردن وسئله و استفاده از الگوريتم اسريخ(Ostrich)   همان سيستم بي خيال کنوونه  .

سرزمين ميکاروس ها مادر افسانه ي "ويرانه , وارانه "

سرچشمه و مبدا اين افسانه سرزمين ميکاروس ها (Miccoruses) منطقه اي چنگلي است که در جنوب غرب آسيا قرار دارد . مردم ميکاروس از نژاد زرد پوستان آسيايي , که البته مانند تمام آان  داراي پشتکار باور نکردني وIQ در حد متوسط رو به پايين هستند. به خانواده بسيار اهميت مي دهند ولي در روابط اجتماعي زن و مرد هيچ فرقي ندارند . اين موضوع را از لباسهاي سنتيشان ميتوان به وضوح فهميد , چون يک نوع لباس براي مردها و زنها وجود دارد تنها در مواقعي يقه ها ميزان پوشيدگي متفتوتي دارد . به اين معنا که گاهي لباس مردها محجوب تر از لباس رنها مي شود و گاهي لباس زنها از لباس مردها . تشخيص اين که صاحب يک لباس زن بوده يا مرد براي هر کسي به  راحتي ميسر نيست .

موازين اخلاقي بيش از جوامع ديگر منطقه رعايت مي شود . و کمتر چيزي که ما آن را بزه مي شماريم در جامعه ِ ميکاروس ها ديده مي شود , که البته اکثر آن ها را از خارجي ها سر مي زند .

/ 1 نظر / 5 بازدید
عمو داوود

سلام دوست عزيز.مطالبتون همه زيبا و جالب و در خور تامل بود