تکنولوژی در خدمت اوتیسم!

در روانکاوی رفتار های کودک عادات نقش عمده ای در برداشت های او از اتفاقات دارد. با ذکر مثالی مسئله را کمی باز تر می کنیم، کودک عادت دارد وقتی که ناخوش است دارویی بد مزه را با یک قاشق مربا خوری برای او بیاورند، معمولا هم یک بطری کوچک در دست فرد بالغ قرار دارد. اگر بخواهید خوشمزه ترین نوشیدنی دنیا را هم وقتی یک بطری کوچک در دستتان است با یک قاشق مربا خوری به کودکی بدهید، در مقابل شما ایستادگی خواهد کرد و آن را نخواهد نوشید، و اگر موفق به خوراندن نوشیدنی شوید، ممکن است کودک بد حال شود و عق بزند!

در ذهن کودکان اوتیستیک، یک انسان موجودی است بدون درک، که با رفتار بی دلیل سعی بر برهم زدن آرامش و آزادی او را دارد.

 

مربی گری:

هر عمل تکرار شونده در محیط بدون شک بر افراد حاظر تاثیر خواهد گذاشت، هرچند که به طور مستقیم با آن در ارتباط نباشند.

ممکن است به نظر بیاید وقتی کودک اوتیستیک، مشغول سروکله زدن با این ربات است، تنها چراغ های چشمک زن و یا قسمت های متحرک ربات توجهش را جلب کند، و حتی این نکته که ربات در چه جهتی قرار دارد برای کودک مفهومی نداشته باشد و یا صداهایی که از ربات جهت آموزش بعضی نکات پخش می شود برای کودک بی معنی باشد، ولی نکته مهم در این بازی تکرار عمل ها و عکس العمل ها است تا جایی که کودک بیاموزد هر عملی، عکس العملی دارد!

و این آْغاز راه موفقیت است!

 

 

مقدمه متاخر(مقدمه شماره 1):

چندی پیش خبری در رابطه با تولید رباتی برای ارتباط با افراد اوتیستیک خوندم.(روزنامه ایران 1389/3/16)

موضوع رو با جناب آقای دکتر بهین در میون گذاشتم! فکر نمی کردم این قدر از این موضوع استقبال کنند، حتی به این فکر افتادند که با همکاری دانشگاه های مطرح ایران، طرحی مشابه رو مورد مطالعه قرار بدن!

متاسفانه سفر جناب آقای دکتر (به جزیره قشم جهت پاره ای از مذاکرات) و مشخص نبودن مدت زمان سکونتشون، وقفه ی ای بزرگ در این امر به وجود آورد، و همن جا از تمام کسانی که علاقه به چنین پروژه ای هستند در خواست می شود، هر چه سریع تر تحقیقات خودشون رو شروع کنند، قول بنده را هم در صورت نیاز برای همکاری دارند!

شاید باشه که موضوع پروژه ی این بار من در دفتر کمی با کلاس باشه!

(اگر این پروژه از طرف دفتر مورد پیگیری قرار بگیره، در همین پست اعلام می کنم، در غیر این صورت پروژه هنوز استارت نخورده است!)

 

( آنها نمی دانند که ما می دانیم "آنجا کودکی است ..." )

/ 3 نظر / 37 بازدید
عطر باران

امروز که به این جاده نگاه میکنم دیروز به یادم می آید. دیروزی که چه ساده گفتم تا 85 روز دیگه برمیگردم..... حالا !!!! فقط 10 روز مونده و من واقعاً به دعاهاتون نیاز دارم موقع دعاهای شبونتون جایی هم برای من بذارید

یاسمن

سلام اگر تمایل داشتی یه سر بزن دوست قدیمی من!

عطر باران

در زمينی كه ضمير من و توست ، از نخستين ديدار ، هر سخن ، هر رفتار ، دانه هايی است كه می افشانيم . برگ و باری است كه می رويانيم آب و خورشيد و نسيمش « مهر » است من اومدم این بار با دست پر اومدم